كمك كردن محمد طه به مامان
يه روز پنجشنبه كه خونه بودم و در خدمت آقا محمد طه بودم و داشتم خونه رو تميز ميكردم روي ميزها رودستمال كشيده بودم كه محمد طه اومد دستش روماليد به ميز منم با حالت خستگي گفتم مامان جونم پسرم چرا دست زدي ببين مامان گناه داره خسته ميشه بعد از چند دقيقه ديدم گل پسري عشق مامان دستمال برداشته خودش داره ميز رو تميز ميكنه از اون به بعد نه خودش دست ميزنه نه اجازه ميده كسي دست بزنه اگر بابا رضا هم چيزي رو ميز بذاره پسرم زودي ميره دستمال رو ميياره و تميز ميكنه...مامان قربون اون كار كردنت بشم عسلم اين كارها رو با من نكن من مي ميرما

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


كمك كردن محمد طه به مامان
